در تاريخ ديرپاي اين مرز و بوم، آب هميشه نقش كليدي داشته است. شبكه هاي معروف آبياري، يعني قناتها در جهان به خوبي شناخته شده هستند. عمر اين تكنيك به 2500 سال بر مي گردد. اولين سند مكتوب در خصوص تكنيك حفر قنات، در نوشته هاي هرودوت، مورخ مشهور يوناني به چشم مي خورد و اين صنعت در دوران هخامنشيان (550-330 سال قبل از ميلاد) كاملا رايج و متداول بود. در حفاري هاي باستان شناسي به بقاياي آبگير، مخازن آب با سرريزها و مجاري تخليه و حتي شبكه هاي فاضلاب دست يافته اند، كه عمرشان به دوره قبل از هخامنشيان ، دوره قبل از ايلام و آشور (1500-600 سال قبل از ميلاد) ميرسد.
آثاري كه در سرزمين ايران به دست آمده است، نشان مي دهد كه مردم اين سرزمين در حدود 7000 سال پيش داراي تمدن بسيار پيشرفتهأي بوده اند. قسمت غربي فلات ايران تقريباً از 5000 سال پيش وارد دوران تاريخي گرديد و ساكنان اين سرزمين خط ميخي را به وجود آوردند. آثارمكشوفه نشان مي دهد كه ساكنان ايران در هزاره دوم و سوم پيش از ميلاد ، مردمي صلح جو ، كشاورز و هنرمند بوده است.
به طور كلي چهار شيوه آبياري در ايران كهن وجود داشته است. اين چهار شيوه عبارتند از چاه ها و آب انبارها، قنوات – نهركشي – بندها و سدها.
چاه ها و آب آنبارها – چاه هاي معمولي كه به صورت قائم با ابزارهاي دستي حفر مي شد و آب آنرا به وسيله دلو با كمك انسان با چهار پايان بيرون مي كشيدند. ايرانيان قديم علل پيدايش چاه هاي آرتزين و طرز مهار كردن آن رامي دانسته اند ولي استفاده چنداني از آن نكرده اند.
مازاد باران را در محل هايي به نام آب انبار ذخيره مي كرده اند كه نمونه هاي آنها در كنار كويرها، بيابانها، دشت هاي خشك و گرم جنوب ايران به صورت سرپوشيده . براي تامين نيازهاي كاروانها، دهات قراء و غيره به چشم مي خورد.
![]()
Amir multy dam, Fars province, Age 1000 years
![]()
Bahman weir dam, Fars province, Age 2000 years
![]()
Golestan weir dam, Khorasan province, Age 300 years
![]()
Fariman weir dam, Khorasan province, Age 400 years
قنات – مهمترين شيوه آبياري در بسياري از نقاط ايران قنات بوده است از آنجاييكه در بسياري از نقاط ايران رودخانه چنداني وجود ندارد، و تعداد رودخانه هاي دائمي نيز بسيار اندك است مردم ايران در حدود سه هزار سال پيش به ابتكار نوين و تحسين انگيزي دست يافته اند كه به قنات يا كاريز مشهور گرديد. اين ابداع مهم و بي نظير بعدها از خاورميانه به شمال آفريقا اسپانيا و سيسيل انتقال 1يدا كرد و مورد بهره برداري قرار گرفت. مورخين يوناني از قنات هاي ايران در زمان هخامنشيان سخن رانده اند، از اين رو مي توان قدمت قنات رات پيش از هخامنشيان نسبت داد. مورخان در مورد قنات و در عهد اشكانين و ساسانيان نيز سخن گفته اند. در اين روش آب هاي زيرزميني را جمع آوري كرده تحت قوه ثقل به سطح زمين مي رانده اند. ايرانيان باآگاهي كامل از وجود جريان هاي آبهاي زيرزميني به فكر افتاده اند كه به جار چاه هاي عمودي چاه هاي افقي حفر كنند تا بدين ترتيب به آب هاي زيرزميني راه يابند و آنرا با استفاده از شيبي ملايم به سطح زمين هدايت كنند.
در ايران قديم از رودخانه هاي بزرگي چون دجله ، هيرمند نهرهايي منشعب كرده بودند و آب آنرا به بيابان هاي بي آب منتقل نموده اند.
ايرانيان قديم در ساخت نهرها و كانال هاي آبياري دقت بسيار مبذول داشته اند و اگر مسير آب سست و آبكش
مي نمود، كف نهرها را آجر فرش كرده اند و ملات يا آهك آب بند به كار بردهاند. صنعت سدسازي در دوران ساسانيان، به ويژه در دوره سلطنت شاپور اول رونق گرفت. عمرسدهايي كه از اين دوره به جاي مانده است بين 1300 تا 1700 سال مي باشد. از جمله ابنيه مهم مربوط به اين دوران ، مي توان به بند ميزان در شوشترو پل بند شوشتر به طول 500 متر و داراي 40 دهانه اشاره نمود. بند امير از آثار دوران آل بويه مي باشد كه در 35 كيلومتري شمال شيراز واقع شده و عمر آن به 1000 سال مي رسد. بند امير ، بندي سه منظوره، آبياري، پل و آسياب بوده كه همچنان داير است. در اواخر قرن وسطي ، در عصر صفويه (870-1100 هجري) عصر جديدي كه در زمينه كنترل و مهندسي آب آغاز شد. مقارن همين دوره بود كه بندها و پل هاي مشهد و اصفهان بنا گرديد و بندهاي انحرافي و مخزني بزرگ احداث گرديد كه بعضي از آنها تا امروز پابرجا مانده است. از ميان چهل و چهار سد تاريخي جهان تا قرن هيجدم سه سد شادروان (قرن سوم ميلادي) كبار و ساوه در ايران وجود داشته و نه سد در اروپا بر پا شده است.
![]()
Meybod icewell, Yazd province, Age 130 years
![]()
water reservoir, Hormozgan province, Age 300 years
![]()
water reservoirs, Hormozgan province, Age 100 years
![]()
Ancient water mill, Hormozgan province, Age 150 years
مشخصات عمومي سدهاس قديمي ايران
با بررسي هاي بعمل آمده مشخص شده است كه ايرانيان قديم به سه مورد اساسي ، انتخاب محل سدها – شرايط زمين و پي – مواد و مصالح توجه خاصي داشته اند.
در تمام نقاطي كه سدهاي قديم ايران بنا شده، در انتخاب محل و نوع سد، ملاحظاتي فني و طراحي به خوبي مراعات شده است. توپوگرافي ، رژيم رودخانه، دسترسي به مواد و مصالح ساختماني و نحوه انحراف آب حين ساختمان، از جمله عواملي بوده اند كه مورد توجه قرار گرفته است.
![]()
Khaju bridge & diversion dam, Isfahan province, Age 361 years
![]()
Thirty-three arch bridge Isfahan province, Age 405 years
انواع سدهاي قديمي ايران
سدهاي قديمي ايران كه همه با مصالح بنايي ساخته شده اند به انواع زير دسته بندي مي شوند.
سدهاي وزني
تحقيقات نشان داده است كه كليه مسائل عمده طراحي كه در عصر حاضر در مورد اين گونه سدها در نظر گرفته ميشود، در سدهاي قديمي ايران، از جمله سد قديمي ساوه با بيش از 700 سال عمر و سد ششطراز با بيش از 900 سال عمر منظور شده است.
سدهاي قوسي
ايرانيان قبل از روميان با خصوصيات باربري قوسها پي برده بودند. سد قديمي كبار با بيش از 700 سال عمر از اين جمله مي باشند.
سدهاي پشت بنددار
سد اخلمد با طول تارج 230 متر و ارتفاع 12 متر كه حجم مخزن آن سه ميليون مترمكعب است، سدفرمان با بيش از 400 سال عمر كه در حال حاضر در دست بهره برداري است. از اين نوع سدها مي باشند.
آسيابهاي شوشتر با 1700 سال قدمت، تجلي گاه هنر ايرانيان در استفاده از توان آب
در ميان 57 پديده شگفت انگيز بازمانده از فرهنگ بشري كه بعنوان نخستين ميراث جهاني از سوي يونسكو
ارزش گذاري شده است سه پديده معماري ايران يعني معبد چغاز نبيل (3300 سال قبل) و آثار باستاني تخت جمشيد و ميدان نقش جهان اصفهان بعنوان ميراث فرهنگي ثبت شده است و چهارمين آثاري كه در اين رابطه در دست اقدام يونسكو قرار دارد مجموعه آسيابهاي شوشتر است كه تعيين قدمت آن هنوز دقيق امكان پذير نشده است.در خوزستان و در حوزه رودخانه هاي پر آبي همچون، رودخانه دز، كرخه، مارون، بهمن شير و بخشهاي ديگر رودخانه كارون، شبكه آبياري مينو (ميان آب) ممتاز است و ماندهاي بناها و تاسيسات آبي اين مجموعه در ارتباط با يكديگر و با برنامه أي يكپارچه كار ميكرده است آنچنانكه كليه تدابير و بناهائي كه هر يك در حوزه هاي كويري و كم آب به تنهائي ديده شده در شبكه آبياري پيرامون شوشتر بطور مجتمع و يكپارچه ديده مي شود و آبشارهاي شوشتر پديدهأي مربوط به بخشي از اين شبكه عظيم آبياري است.
چنين بنظر مي رسد كه يكي از اهداف برپا شدن اين شبكه و بخصوص دستگاههاي اصلي فضاي آبشارهاي زيباي شوشتر، توانمند كردن قطره هاي آب و بهره گيري از نيروي پنهان در آنها براي چرخانيدن سنگهاي آسياب باشد، آسيابهائي كه در پشت پل بند گرگر در دل سنگ جاسازي شده بودند و قطره هاي نيرومند آب از پشت پل بند و از طريق چاههاي شتر گلوي زيربند به آسيابها هدايت ميشده است اين قطره هاي آب پيش از رسيدن به پل بند گرگر از پل بند ميزان گذشته و از طريق رودخانه گرگر به پل بند گرگر رسيده اند و پيش از آن نيزار آب رودخانه در پخشاببند ميزان جدا شده و از بند ميزان گذشته اند.
آشنائي با بناهاي اصلي شبكه آبياري
- بناهاي شبكه آبياري در شمال شرقي شهر.
- پل بند ميزان.
پل بند ميزان در جهت شرقي – غربي در مقابل جريان شمالي – جنوبي رودخانه كارون قرار گرفته است. آنچنانكه راستاي رودخانه كارون پيش از رسيدن به پل بند به دو بخش تقسيم مي شود كه بخش بزرگتر آن به سمت غرب منحرف مي گردد.
ساختمان پل بند ميزان از سنگ و ساروج است و بجز فروريختگي پوشش برخي از دهانه هاي روبه رودخانه گرگر كه تعمير شده اند، خللي بر ساختمان پل بند وارد نيامده و از استحكام كافي برخوردار است. احداث پل بند ميزان را به نيمه اول قرن سوم ميلادي نسبت داده اند و تاكنون روايات و نظريه هاي گوناگوني براي ساختمان آن ابراز شده است.
پل بند و آسيابهاي گرگر
پل بند گرگر در فاصله هفتصد متري جنوب پل بند ميزان بر پا است. يك تونل انحرافي آبهاي مازاد و طغياني رودخانه گرگر را از شمال پل بند و از مشرق آن به حوزه جنوبي مجموعه آسيابهاي گرگر به رودخانه مي ريزد.
![]()
An immense historical complex of water Mills Shushtar ciry, Khuzestan province
![]()
بند قدیمی دومن، بمنظور ایجاد نیروی محرکه آسیاب های کنار آن، 15 کیلومتری شهر بستک، استان هرمزگان
مجموعه آسيابها درجنوب پل بند جاي دارد و چاههاي مخزن انباشت انرژي آب و شبكه آبرساني به آسيابها در دل صخره طبيعي دو سمت محور رودخانه كنده و جا سازي شده اند.
تا نيم قرن پيش از اين تعداد چهل آسياب در پشت بند گرگر ، گندم شهروندان شوشتري و شهرهاي دور و نزديك پيرامون آنرا با بهره گيري از انرژي آب، آرد مي كرده اند در آن هنگام فضاي سه باب آسياب به كارخانه برق اختصاص يافت كه در آن برق مورد نياز شهر شوشتر تامين مي شده است.
از چندي پيش ، با متروك شدن آسيابها و نيز كارخانه برق قديمي، گردش آب در اين مجموعه صنعتي از كنترل خارج شده و اينك در اغلب مجاري فرسوده اين شبكه صنعت به هرز مي رود. پس آب آسيابها از كار افتاده بصورت آبشارهاي زيبائي از جاي جاي صخره بيرون مي ريزد كه جذابيت چشمگيري دارد.
تاسيسات آبرساني و تصفيه فيزيكي آب چغاز نبيل با 3300 سال قدمت نمونه ديگري از هنر معماري ايران زمين
معبد چغاز نبيل – نيايشگاهي عيلامي است كه نزديك به 3300 سال پيش از اين ساخته شده است در بايگانيهاي آشوري از اين مكان بنام «دور اون تاشي» يا شهر اون تاش گال هم نام برده شده است. شهري پر آوازه و پر شكوه كه با شوش رقابت مي كرد و مركزيت سياسي نيز داشت. شهر «اون تاش گال» با نيايشگاهها، خيابان آجرفرش، كاخها و تاسيسات پيشرفته آبرساني و آبياري، گوشه هائي از تمدن و فرهنگ و هنر شكوفاي عيلامي را مشخص مي سازد. چغاز نبيل گستره أي نزديك به چهار كيلومتر مربع دارد و داراي سه باروي هم كانون و تو در توي خشتي است كه زيگورات پر آوازه چغاز نبيل در مركز آن قراردارد.
آبرساني به معابد، قصرها و شهر «دورانتاش» با همان عظمت احداث معابد و قصر مورد توجه معماران و تكنسينهاي آن زمان قرار گرفته بود. انتقال آب – براي انتقال آب به حوضچه ترسيب و سپس به داخل شهر، دورانتاش گال، پادشاه عيلامي 1365-1245 دستور حفر كانالي به طول 50 كيلومتر را صادر نمود. ابتداي اين كانال از كرخه شروع مي شد و خود اين شط در قسمت غرب شوش جريان داشت.
تاسيسات هيدروليكي – در مقابل حضار شهر دورانتاش (DUR-UNTASH) ، آثاري از تاسيسات هيدروليكي متشكل از يك مخزن بزرگ حفاري شده در بيرون ديوار و يك حوضچه نيز در داخل آن مشاهده مي گردد كه آب را از طريق يك سري كانالهاي كوچك و پس از صاف و ته نشين شدن در مخزن به حوضچه كوچكي منتقل مي نمود و اهالي و سكنه شهر از آن آب صاف استفاده مي كردند. اين مخزن به طول 10/70، عرض 25/7 و عمق 35/44 متر داراي ظرفيت حدود 350 متر مكعب بوده است. كف اين مخزن بعنوان دال از آجر پخته و آهك خيلي سخت ساخته شده است. دو ديوار جانبي نيز از آجر پخته و آهك ساخته شده و بر روي كف مخزن تكيه مي نمايند. كف مخزن خود از توده تشكيلات خاكي تشكيل يافته و آب كانال ورودي به آنجا مي ريخت. اين كانال ورودي احتمالا در تمام طول خود بصورت كانال روباز حفاري گرديده بود. بالاخره ديواره چهارم مخزن طرف شهر، از آجر كاملا پخته و آهك ساخته شده است. اين ديوار در پائين ترين قسمت خود در 9 نقطه به ارتفاع 80/0 و به عرض 15/0 متر براي آبگيري سوراخ گرديده است كه از همديگر 80/0 متر فاصله دارند. هر كدام از اين آبگيرها از دو لايه آجر پخته و يك لايه سنگ ساخته شده است و همه درزها نيز از كف تا لايه سنگي از نوعي ساروج (BITUM) درست شده است. زواياي مخزن بوسيله آهك بحالت گرده ماهي در آورده شده اند. هر يك از 9 لايحه آبگير كه انتقال آب به حوضچه را تامين
ميكردند و زير حصار قديمي شهر قرار داشتند از دو سطح مورب تشكيل شده است و يك قسمت آن بطول 60/1 متر بطور قائم برش داده شده است. اولين سطح مورب كه از كف مخزن بزرگ شروع مي شود، داراي 80/1 متر طول و دومي داراي 75/3 متر طول هستند. اختلاف سطح تراز بين كف مخزن و حوضچه فوقاني 02/1 متر بوده است. اين حوضچه 60/7 متر طول ،9 متر عرض و 60/0 متر عمق داشته، بنابراين حجم آن 30/4 مترمكعب بوده است. توده تشكيلات تكيه گاه كه از آجر پخته خرد شده تشكيل گرديده است، بوسيله آهك به همديگر متصل گرديده و اطراف حوضچه كوچك را به عرض6 متر از سه طرف و به عرض 4 متر در طرف ضلع شمال شرقي و 50/1 متر در طرف ضلع جنوبي محاصره و احاطه مي نمايد. اين ديوار به عمق 50/2 متر در داخل زمين قرار داشته و بعنوان پلات فورم يا سكو كار در اطراف حوضچه مورد استفاده قرار مي گرفت. بر اساس داده هاي فوق نحوه كار اين تاسيسات هيدروليكي كاملا درك مي شود: يعني موقعي كه مخزن تا لبه ديواره انتهائي پر از آب مي شد طبق قانون ظروف مرتبطه ، آب صاف (يعني تصفيه شده فيزيكي) و قابل شرب از طريق 9 رشته كانال حوضچه كوچك فوقاني را پر مي نمود.منبع:سایت آب وخاک
مسائل مهم واساسی مدیریت آبخیزها در کشورهای در حال توسعه
مفهوم آبخيزداري ابتدا با بحث كنترل تند آبها در كشورهاي اروپايي ابداع و آغاز شد. اين امر به طور عمده
شامل:عمليات كنترل سيل و كنترل واريزهها در رودخانهها و حوزههاي آبخيزمناطق كوهستاني ميشود. در ابتداي قرن گذشته و همزمان با آغاز دورهجديدي از مفهوم و نوع عمليات آبخيزداري در كشورهاي امريكايشمالي به مرور توجه و تاكيد بيشتري به مديريت اراضي بالادست و نيز بهمنافع ناشي از آب و مسايلي چون توليد آب، كيفيت آب و پيشگيري ازسيلاب معطوف گرديد.
از هنگامي كه بحث مديريت آبخيزها به كشورهاي در حال توسعه نيزگسترش يافت با توجه به شرايط ويژه اين كشورها، توجه و گرايشبيشتري به سوي مديريت اراضي شامل: كنترل فرسايش، كنترل رسوب وكنترل سيل پديد آمد.
در دهههاي اخير توجه به مسايل زيستمحيطي و زيستگاههايطبيعي در اولويت برنامههاي مديريت آبخيزها قرار گرفته است. متعاقباين مفاهيم و گرايشها مفهوم جديدي به نام; مديريت جامع حوزههايآبخيز ابداع شد.
همزمان با گسترش و تعميم مباحث مديريت آبخيزها به كشورهايمختلف جهان، سياستگزاران و برنامهريزان در كشورهاي در حال توسعهاحساس نوعي سردرگمي و ناهماهنگي در قبال پتانسيلها و اهدافبرنامههاي مديريت آبخيزها، حفاظت خاك و توسعه روستايي كردند. اينسردرگمي و ناهماهنگي باعث اجراي برنامههاي غلط و ناهماهنگ و درنهايت اتلاف منابع شد. گردهماييها و كنفرانسهاي بينالمللي متعدديدر دهههاي اخير در خصوص مديريت آبخيزها و برنامههاي آن تشكيلگرديد تا اين ناهماهنگيها و سردرگميها را مرتفع سازد، اما اغلب اينمباحث به نتيجه مشخص و روشني دست نيافتند.
موارد مهم مورد بحث در مديريت آبخيزها:
در اين مقاله به طور اجمال در خصوص شش مورد مهم در اكثركشورهاي در حال توسعه بحث خواهد شد. جزييات هر يك از اين مواردمورد بحث و بررسي قرار خواهد گرفت و كوشش ميگردد كه تصوير جامعو كاملي از هر يك از مسايل مورد اشاره ارايه شود تا در ادامه و دربحثهاي آتي بتوان با نتيجهگيري منطقي از اين مباحث درصددبهرهگيري از مابع مديريت آبخيزها در كشورهاي در حال توسعه برآمد.
ة چه كسي بيشترين بهره را از اجراي برنامههاي آبخيزداريميبرد؟
نخستين سوال و ملاحظه برنامهريزان و سياستگزاران در طراحيبرنامهها و پروژههاي آبخيزداري اين است كه چه گروه يا گروههايي ازبرنامههاي آبخيزداري متنفع خواهند شد؟ اهالي بالادست يا مردمپاييندست؟
در اكثر كشورهاي در حال توسعه مردم بالادست به طور عمده شاملكشاورزان خردهپا ميباشند، در حالي كه اهالي پاييندست را ساكنينشهرها و روستاييان و كشاورزان متوسط تشكيل ميدهند.
تلاش دولتهاي در حال توسعه در اجراي برنامههاي آبخيزداريبيشتر بر روي حفاظت از اراضي و امكانات زيربنايي پاييندست از قبيلحفاظت از مخازن، سيستمهاي آبياري، سيستمهاي تامين آب، توليدبرق و حفاظت از جادهها و پلها از رسوبگرفتگي و سيل گرفتگي متمركزاست. حفاظت از تاسيسات عمومي و نواحي نسبتٹ توسعه يافتهپاييندست، يك اولويت جدي براي اكثر دولتهاي كشورهاي در حالتوسعه است. مساله اساسي اين است كه اجراي چنين برنامههايي متضمنمنافع اهالي بالادست نخواهد بود. اهالي بالادست به طور عمده فاقد برق،سيستمهاي آبياري و آب آشاميدني سالم هستند.
با توجه به اين كه حفاظت از پاييندست يك راهكار كلاسيك است،سوال مهم و اساسي اين است كه چگونه و چطور ميتوان كشاورزانبالادست را متقاعد ساخت كه در برنامههاي آبخيزداري كه هيچ گونهمنافعي در آن ندارند، مشاركت نمايند؟
از طرف ديگر برخي از دولتهاي كشورهاي در حال توسعه، تاكيد وتمركز زيادي بر روي نقش برنامههاي آبخيزداري بر افزايش توليدمحصول غلات و توليدات دامي در مزارع انفرادي در حوزههاي آبخيزدارند كه منجر به كاهش توجه به حفاظت از پاييندست و منافع ناشي ازآب ميشود.
از دهه 1970 به بعد بسياري از دولتها به دنبال راهكارهايمديريت جامع بودهاند كه مشتمل بر فعاليتهاي توسعه روستايي درقالب مديريت جامع بودهاند. هدف اساسي در اين رويكرد، بهبود وضعمعيشتي و زيستمحيطي اهالي بالادست، ساخت جادهها و مساكنروستايي، بازاريابي براي محصولات روستاييان و غيره است، اغلب بهدليل محدوديت منابع مالي، هدف اصلي و اساسي حفاظت از آبخيزها وزيستگاهها قرباني ميشود يا مورد مصالحه قرار ميگيرد.
آيا برنامههاي آبخيزداري بايد مباحث حفاظت، توليد و يا توسعهروستايي را مد نظر قرار دهد يا خير؟ جواب اين پرسش بستگي بهنيازهاي واقعي و اولويتهاي اهالي حوزه دارد، چرا كه مديريت جامع،محلي براي اعمال برنامههاي جمعي و جامعه محور است. لذا برايتضمين موفقيت چنين برنامههايي منافع پاييندست و بالادست تواما بايدمورد توجه قرار گيرد و حد بهينه و تعادل بين عمليات حفاظتي،بهرهبرداري و توسعهاي رعايت شود. بنابراين برنامهها بايد مورد حمايتاهالي بالا و پاييندست قرار گيرد و اين تنها راه پايداري برنامههايآبخيزداري است.
ة آيا بايد مشاركت كنندگان مورد تشويق قرار گيرند؟
كشاورزان و مردمي كه در اجراي برنامههاي آبخيزداري مشاركتميكنند بايد مورد تشويق قرار گيرند يا خير؟ پاسخ به اين پرسش منشابروز مجادلات و مباحثات عديدهاي گرديده است. در اكثر سمينارها وكنفرانسهاي بينالمللي كه در خصوص حفاظت خاك برگزار شده، اينمساله مورد بحث قرار گرفته است كه آخرين آن سمينار حفاظت خاك درشهر جيان در كشور چين در سال 1997 بود.
يك مكتب فكري، اين ديدگاه را دارد كه مزارع كوچك و كشاورزانخردهپا، هيچ گونه منابع مالي براي اجراي پروژههاي آبخيزداري دراختيار ندارند و از طرفي منافع ناشي از اجراي پروژه ممكن است پس ازچند سال روشن شود يا حتي اين منافع در پاييندست به وقوع پيوندد.تامين زمين، نيروي كار و زمان مناسب به منظور اجراي پروژههايحفاظت آب و خاك بايد از سوي كشاورزان صورت گيرد و دولت بايد اينمسايل را جبران كند. تشويقهايي از قبيل توزيع عادلانه درآمد و امكاناتبا توجه به اين كه اهالي پاييندست (شهر و شهرستان) بسيار بيش ازاهالي بالادست از طريق تسهيلات زيربنايي دولت كمك دريافت ميكنند،بايد براي اهالي بالادست در نظر گرفته شود. از طرفي با توجه به امكاناتزيربنايي در پاييندست اهالي اين مناطق بايد ملزم به تامين بخش ازهزينههاي عمليات آبخيزداري در بالادست شوند.
مكتب فكري ديگر بر اين اعتقاد است كه اعطاي برخي تشويقها (بهويژه سوبسيدهاي نقدي) بر اساس تجارب بدست آمده، باعث بروز برخيسوء استفادهها و نيز رشد ذهنيت و زندگي سوبسيدي شده است. دليلديگر اين گروه براي عدم اعطاي تشويق به مشاركت كنندگان اين است كهدر كشورهاي در حال توسعه، منابع مالي دولتها محدود است و قادرنيست اين سوبسيدها را اعطا كند. لذا اين گروه معتقد به آموزش و توسعههستند و به خصوص آموزش كشاورزي را در امر شناخت آبخيزداري وبرنامههاي حفاظت آب و خاك بسيار موثر ميدانند. منافع اجرايبرنامههاي حفاظت آب و خاك در سطح مزرعه در نهايت به سطح حوزهكشيده خواهد شد.
به طور قطع، اين دو ديدگاه مختلف بر اساس مقياسهاي متفاوتذهني و فكري شكل گرفتهاند. ديدگاه نخست در مقياس بزرگتر و درسطحي وسيعتر و مبتني بر فعاليتهاي آبخيزداري در سطح حوزه آبخيزاست. اين برنامهها تا وراي مرزهاي مزرعه و حوزه گسترش يافته است و تاسطح جامعه امتداد مييابد. نقطه تمركز ديدگاه دوم مزارع شخصي وانفرادي است.
اگر اين انگيزهها تعديل گردند، انتخاب دقيق نوع صحيح انگيزهها ومديريت مناسب آنها منجر به حداقل رساندن ناكارآمدي و سوء كاركردپروژههاي آبخيزداري ميشود. يك ضربالمثل چيني ميگويد: به واسطهيك بار گير كردن لقمه در گلو نبايد خوردن را كنار گذاشت. سوبسيدهاينقدي تنها يك نوع از انواع مشوقها هستند كه متاسفانه در عمل بهدرستي از آنها استفاده نميشود. در حقيقت انواع مختلفي از مشوقهايمستقيم و غيرمستقيم وجود دارند. برخي از اين مشوقها بسيار ارزان ومناسب هستند. براي كاهش بار مسووليت دولت، مشوقها بايد در مرحلهشروع عمليات آبخيزداري يا در مرحله معرفي نوع جديدي از زيرپروژههااعطا شوند.
هنگامي كه كشاورزان منافع كار را بشناسند در احداث و نگهداريآنها نيز مشاركت خواهند كرد. از سوي ديگر راههاي ابتكاري براي تامينمنابع جديد براي اعطاي تشويقها بايد جستجو شود.
ة چه نوع عملياتي بايد بيشتر مورد تاكيد قرار گيرد؟ مكانيكي يابيولوژيكي؟
در بيشتر كشورهاي در حال توسعه حوزههاي آبخيز شيبدار به شدتزير كشت قرار داده ميشوند. عمليات كنترل فرسايش در اين حوزههامعمولا به عنوان يكي از وظايف اصلي آبخيزداري قلمداد ميشود. برايبه حداقل رساندن ميزان فرسايش و نيل به بهرهبرداري پايدار، سازههايآبخيزداري از قبيل: انواع تراسها، بانكتها به طور فزاينده و موثري دراين مناطق مورد استفاده قرار گرفته است. تراسها و به ويژه تراسهايپهن بسيار گران قيمت هستند. در بسياري از مناطق اين سازههاي بدونتوجه به نيازهاي واقعي كشاورزان و در نظر گرفتن اصول كشاورزي مدرناز قبيل: امكان حمل و نقل، آبياري و زهكشي و انجام مكانيزاسيونطراحي و اجرا ميشوند كه در نهايت منجر به بروز محدوديتهايي دربهرهبرداري از سيستمهاي تراسبندي ميشود.
در اين شرايط تقاضا براي انجام عمليات بيولوژيك و يا ساير عملياتمكانيكي كمهزينهتر افزايش مييابد. هر عمليات ديگري نيز به شرطيموفق خواهد بود كه در محل مناسب و در شرايط مساعد اكولوژيكي و آبو هوايي به درستي اجرا شود.
سوالهاي اساسي و مهم در ين بخش عبارتند:
1ـ آيا اين اقدامهاي بيولوژيكي، قابليت جذب رواناب را در شرايط خاصآب و هوايي و شيبهاي موجود دارند؟
2ـ آيا اين اقدامها با عمليات مدرن كشاورزي همخواني و تطابق دارند؟
پاسخ صادقانه اين پرسشها به طور مسلم پنهپ است. پاسخ منفي بهنخستين پرسش به معناي قابل كنترل نبودن پديده فرسايش به جهتوجود رواناب است. پاسخ منفي به پرسش دوم مويد موقتي بودن و اساسينبودن اقدامهاي صورت گرفته است.
اقدامهاي مكانيكي در حفاظت از شيبهاي تند (بيش از 30 درجه)و كنترل فرسايش اين اراضي بسيار موثر ميباشند. (فائو 1977، هادسون1981 و وو 1986).
انواع مختلفي از عمليات مكانيكي همانند: انواع بانكتها و تراسها وپشتههاي خاكي در اراضي شيبدار مورد استفاده قرار ميگيرند. كاركردعمده اين سازهها در جهت ايمني زهكشي رواناب اضافي، تسهيلعمليات كشاورزي مدرن و فراهم آوردن شرايط مناسب كشت و زرعاست. نكتهاي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه لزومٹ عملياتسازهاي گرانتر از عمليات بيولوژيك نيست.
مطالعاتي كه در امريكا در خصوص توجيه اقتصادي عملياتآبخيزداري صورت گرفته است، نشان ميدهد كه تراسبندي نسبت بهساير عمليات در درازمدت بسيار اقتصاديتر است، (بارباريكا 1987) هرچند سازههايي از قبيل پشتهها يا كانالهاي خاكي كه روي دامنههااحداث ميشوند و قادر به كاهش فرسايش تا ميزان 80 درصد هستند،فقط يك پنجم تراسبندي قيمت دارند. (شنگ و مايكلسون 1973، ليائو1976 و شنگ 1990).
يك گرايش عمومي در ميان مهندسان به منظور استفاده بيشتر ازسازهها وجود دارد، در حالي كه متخصصان زراعت و جنگلداران بهعمليات بيولوژيك رغبت بيشتري نشان ميدهند.
راهكار صحيح و درست، يكنواختسازي يا انتخاب نوع خاصي از كاراصلاح اراضي نيست. مديريت حوزه آبخيز بايد در پي انجام يك سريعمليات موثر كه ممكن است شامل هر دو گروه مكانيكي و بيولوژيكباشد، برآيد. اين كشاورزان و اهالي حوزه آبخيز هستند كه با توجه به نوعكشت خود، منابع، گرايشها و شرايط زمين بايد نوع كار را انتخاب و اجراكنند. پافشاري روي هر يك از انواع عمليات فقط به صرف مسايلاقتصادي (كمهزينه بودن) و بدون توجه به ميزان تاثير و پايداري عمليات،اقدامي عاقلانه نميباشد.
ة برنامههاي آبخيزداري بايد بر روي پيشگري تكيه كند يا درمان؟
همانند مسايل بهداشتي اين يك اعتقاد عمومي است كه پيشگيريبهتر از درمان است. همان طور كه پيشتر گفته شد، حوزههاي آبخيز دركشورهاي در حال توسعه با انبوه جمعيت روبهرو هستند. در دهههاياخير روشهاي نامناسب كشت و كاربري نامناسب، اراضي حوزههايآبخيز را با تخريب روبهرو كرده است و بسياري از اين حوزهها با مسايلحاد فرسايش سطحي، شياري، خندقي و زمين لغزش روبهرو گشتهاند.
كشاورزان به منظور احياي اراضي، افزايش بهرهوري و كاستن از روندفرسايش، اغلب خاكهاي زيرسطحي را زير كشت قرار ميدهند. اينروش گرچه بسيار گران، اما در مواردي معقول و ضروري است.
بلاياي طبيعي در اكثر حوزههاي آبخيز در كشورهاي در حال توسعهامري عادي و معمول ميباشد. رگبارها و بارشهاي سيلآسا موجبخسارات فراوان به جادهها، مسير رودخانهها، دامنههاي شيبدار و درههاميشود و لذا عمليات احيا و درمان در اين حوزهها با هزينههاي بالا موردنياز خواهد بود. هر چند عمليات پيشگيري از قبيل: اسكلهريزي، احداثسيلبند و يا احداث سدهاي مخزني نيز بسيار گران قيمت است. عبارتكلي; پيشگيري، بهتر و اقتصاديتر از درمان است; يك عبارت مبهم استكه در بسياري از شرايط متقاعد كننده نيست. استراتژي بهينه شاملطبقهبندي حوزههاي آبخيز بر اساس نيازهاي درماني آنها ميباشد.حوزههاي رو به افول و تخريب شده نياز به درمان دارند در حالي كهحوزههاي آبخيز با اندكي تخريب نياز به پيشگيري و مراقبت دارند.
در يك حوزه آبخيز مستقل قابليت اراضي بايد طبقهبندي شود و براساس آن كشاورزان به انجام امور كشت متراكم و انبوه در پارسلهايي باشرايط بهتر و همراه با اقدامهاي حفاظتي تشويق گردند و اراضي شيبدارفرسايش يافته را به استفادههاي ديگر همراه با اقدامهاي پيشگيرانهاختصاص دهند. بههمين شكل تمامي اراضي شيبدار حوزه، اولويتبنديميشوند. بهترين اقدام پيشگيرانه، استفاده از اراضي با توجه به قابليتآنها است. متاسفانه در كشورهاي در حال رشد طبقهبندي قابليت اراضيبه اين شكل صورت نميگيرد. در برخي از كشورها شاخصهايغيراجرايي كه ناشي از سوء برداشت از كاربري اراضي است، بكار گرفتهميشود.
ة آيا برنامههاي آبخيزداري بايد در سطح مزرعه انجام گيرد يا درسطح حوزه؟
مديريت حوزه آبخيز نيازمند به يك ديد كلي و برنامهريزي برايحوزه آبخيز به عنوان يك راهكار طبيعي و وظيفه اساسي است. هر چندكه اعتراضهايي نسبت به اين راهكار نيز وجود دارد. يك گرايش اين طورعنوان ميكند كه برنامهريزي بر اساس مزرعه و عرصه بر برنامهريزي براساس حوزه ارجحيت دارد. (داگلاس 1992) دلايل اصلي اين اعتراضهاعبارتند از:
ـ حوزه آبخيز يك حوزه غيرطبيعيتر از مزرعه شخصي براي مشاركتكشاورزان است.
ـ يك برنامه حفاظتي نيازمند كار جمعي كشاورزان است كه فراتر ازمسووليتها و فعاليتهاي داخل مزرعه است. نكتهاي كه در اين مطالبوجود دارد اين است كه ضرورت و مزاياي طرح حوزه آبخيز نميتواندمورد انكار قرار گيرد. حوزه آبخيز يك واحد جغرافيايي و هيدرولوژيكاست كه ممكن است مرزهاي آن بر مرزهاي مزرعه يا مرزهاي واحدهاياجرايي منطبق نباشد. اين نكته نيز حايز اهميت است كه حوزه آبخيز يكواحد كاري در يك سيستم مديريت جامع است كه ارتباط ميان بالا وپايين دست را برقرار ميسازد.
در راستاي محافظت كامل حوزه تمام قطعات زمينهاي زراعي،جنگلي، مرتعي و غيره بايد مورد ملاحظه قرار گيرند. علاوه بر اينكاربريها رودخانهها، جادهها و نواحي مسكوني نيز در طرحها وبرنامههاي ارايه شده بايد مد نظر قرار گيرند و برنامههاي حفاظتي درمورد آنها اجرا شود.
مسووليت اجراي برنامههاي حفاظت خاك در سطح مزرعه به عهدهزارعان و در سطح حوزه به عهده دولت يا ساير مجامع عمومي است. البتهدولت ميتواند زارعان و كشاورزان محلي را به كار گمارده و حقوق آنها راپرداخت نمايد، اما مجددٹ بايد بر اين نكته تاكيد داشت كه اين قبيل اموراز وظايف كشاورزان نميباشد.
مرحله نخست طرح شامل: تهيه ليست منابع موجود، تعريف مساله،چگونگي و استراتژي مديريت، بودجه و ساير مسايل است. اين امور دريك دوره كوتاه مدت ميتواند انجام گيرد. پس از انجام مرحله نخستنوبت به تهيه يك برنامه اجرايي با جزييات بيشتر براي هر نوع كاربريميرسد. به علت تعدد مزارع كوچك در سطح حوزه آبخيز به ويژه دركشورهاي در حال توسعه، اين مساله باعث اتلاف وقت زيادي در مرحلهبرنامهريزي مزارع ميشود. بنابراين مديريت و محافظت از حوزههايآبخيز شامل: برنامهريزي براي حوزه هم در سطح حوزه و هم در سطحمزرعه است و توجه به يكي و بيتوجه به ديگري يك روند نامعقول و ناقصخواهد بود.
ة مديريت جامع تا كجا بايد ادامه يابد؟
مديريت جامع حوزه آبخيز يك مفهوم جديد است كه در اوايل دهه1970 ابداع شد. هدف اصلي اين نوع مديريت، توسعه و پايش منابعطبيعي در سطح حوزه آبخيز با تاكيد بر منابع انساني و زيستمحيطياست. (فائو 1976، ايرن 1977).
در بسياري از اين نوع برنامهها عناصري از بحث توسعه روستاييهمانند: ساخت و اصلاح جادهها، بازاريابي، ساخت مسكن روستايي،ساخت مدارس و مراكز بهداشتي مطرح است. در اكثر كشورهاي در حالتوسعه اين قبيل اقدامها به شدت مورد نياز آبخيزنشينان و مورد حمايتآنان است. اما اجراي برنامه مديريت جامع با مشكلاتي روبهرو ميباشد.مشكل اساسي و نخستين، نبود نهادهاي مناسب جهت اين اقدام است.حتي اگر يك موسسهاي اعتبارات لازم را براي اجراي برنامههاي مديريتجامع در اختيار داشته و علاقهمند به مديريت برنامههاي توسعهروستايي نيز باشد با مشكل نبود كارشناسان خبره و متخصص در اينزمينهها روبرو خواهند شد. در صورت تامين كارشناسان مجرب، مشكلبعدي اين است كه چطور بين ساير بخشها بايد هماهنگي ايجاد شود ووظيفه هر بخش در داخل حوزه چه ميباشد. مديريت جامع تا حديپيش ميرود كه با مسووليتها و وظايف دولتها (فرمانداران يا دولتهايمحلي) تداخل پيدا ميكند. حتي اگر اين مساله نيز مشكلساز نباشد،بحث ايجاد هماهنگي بين ساير بخشها براي انجام فعاليتهاي هماهنگداخلي حوزه، امري بسيار سخت و بغرنج است.
مساله بعدي در مديريت جامع آبخيزداري، اعتبارات و نگهداريپروژهها است. با توجه به محدوديت منابع مالي و اعتباري، اكثر پروژههايجامع با كمبود اعتبارات براي انجام كامل آنها روبهرو ميگردند. اگر بخشياز اعتبار عمليات آبخيزداري به سمت مساله توسعه روستايي سوق پيداكند، در عمل بخشي از برنامههاي مديريت جامع معطل ميماند يا به طورناقص اجرا ميشود.
اين روند موجب باز ماندن مديران آبخيزداري از اجراي برنامههايمديريت جامع ميشود. در مديريت سنتي آبخيزداري اين امري خارج ازحيطه مسووليتها شمرده ميشد كه اعتباري جهت ترميم جادهها،ساختمانها و ساير تاسيساتي كه در نواحي روستايي بر اثر بروز بلايايطبيعي (سيل، فرسايش، رانش زمين) خسارت ديدهاند در نظر گرفتهشود، اما امروزه با توجه به بحث اعمال مديريت جامع اين كارها جزءمسووليتهاي آبخيزداري شمرده ميشود.
مشكل سومي كه مديريت جامع با آن روبهرو است، تضاد ميان علايقو نيازهاي اهالي بالا و پايين دست است كه هر دو در امر مديريت جامعذينفع و دخيل هستند. در حالي كه اهالي پاييندست از نظر واقع شدندر نقاط انتهايي حوزه نيازمند و علاقهمند به برنامههاي مراقبتي وحفاظتي بيشتري هستند. اهالي بالادست از نظر كمترتوسعه يافتگيبيشتر به مباحث توسعه روستايي علاقه و رغبت نشان ميدهند. چگونگيايجاد تعادل ميان اين دو گرايش با توجه به محدوديت منابع يك چالشجدي براي برنامهريزان است. بر اين اساس مديران و برنامهريزانحوزههاي آبخيز مجبور به محدود كردن دامنه فعاليتهاي مديريت جامعخواهند بود. اما همگان بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه اولويت برنامههايمديريت جامع بايد به زيرساختهاي مرتبط با توسعه كشاورزي مانند:توسعه منابع آب، استحصال آب، سيستمهاي كوچك آبياري، بازاريابي،سيستمهاي ذخيرهسازي محصولات، كاشت درختان هيزمي، احداثخانههاي كشاورزي و توسعه كشاورزي صنعتي اختصاص يابد. اينفعاليتها در نهايت ميتواند منجر به افزايش درآمد جوامع روستايي وتحريك و ترغيب كشاورزان به مشاركت در برنامههاي آبخيزداري شوند.
بر اساس وجود منابع مالي، بخشهاي توسعهاي برنامههايآبخيزداري بايد مورد توجه قرار گيرد و اعتبار ويژهاي به آن تخصيص يابدو اعتبار خاصي نيز بايد به بحثهاي ترويجي و نيز بحث حفاظت در نظرگرفته شود.
نتيجهگيري:
مديريت حوزههاي آبخيز در كشورهاي در حال توسعه و كشورهايتوسعه يافته به لحاظ تفاوت شرايط اقتصادي و اجتماعي آنها بسيارمتفاوت از يكديگر هستند. در كشورهاي در حال توسعه از حيث جديدبودن برنامههاي آبخيزداري، مفاهيم آن نيز در حال توسعه و گسترشاست. به دليل طبيعت برنامههاي مديريت آبخيزها كه با بسياري ازبخشهاي مختلف در حال تععامل ميباشد، موارد مورد بحث بسياري دربرنامهريزي و اجراي پروژههاي آبخيزداري وجود دارد. در اين نوشتارشش مورد مهم و اساسي با هدف ارايه روشنگريهايي مورد بحث قرارگرفته است كه اميد است به ترويج و تشويق مباحث و مطالعات بيشتر درزمينه برنامههاي آبخيزداري و منافع آن در كشورهاي در حال توسعهكمك نمايد
«تکنولوژی اجراء در سد خاکی با هسته رسی»
مقدمه :
پس از انتخاب پیمانکار و دریافت اطلاعات کاملی از پروژه اولین گام، تحویل زمین با حضور نمایندگان کارفرما ، نظارت مقیم و پیمانکار می باشد که بین آنها صورتجلسه میشود . پس از آن پیمانکار برنامه زمانبندی خود را با توجه به شرایط پروژه وامکانات خود به دستگاه نظارت ارائه می دهد .
در قدم اول پیمانکار باید به بررسی وشروع عملیات اجرایی راههای دسترسی اقدام نماید. روش کار به این طریق است که نقشههای جزئیات را پیمانکار براساس نقشههای اصلی مشاور و برداشتهای نقشهبرداری تهیه و به دستگاه نظارت جهت تایید ارسال می شود. احداث راههای دسترسی باید به نحوی باشد که محل جادهها در طول اجرای کل پروژه تغییر نکند چون دوباره کاری است و هزینه اضافی را موجب می شود حتی الامکان بهتر است جادهها یکطرفه باشند تا به این وسیله تصادفات کمتر شود.
بلدوزر ، لودر ، گریدر ، غلطک و تراک میکسر از معمول ترین ماشین آلات راهسازی هستند که بکارگیری می شوند. با توجه به شرایط پروژه ، توپوگرافی و جنس زمین در صورت نیاز باید از ماشین آلات دیگری مانند بیل مکانیکی ، Jack hammer یا پیکور ، دریل واگن وغیره استفاده کرد .
در طول اجرای پروژه اگر پیمانکار هنگام اجرا به مواردی برخورد نماید که در نقشهها دیده نشده باشد، موارد را به اطلاع دستگاه نظارت مقیم رسانده و درخصوص نحوه اجرای هماهنگی لازم صورت میگیرد و با نظارت صورتجلسه میشود .
نحوه پرداخت هزینه پروژه به این صورت است که پیمانکار صورت وضعیت ماهانه را تنظیم وبه دستگاه نظارت تحویل می دهد و دستگاه نظارت پس از بررسی اعلام نظر می نماید. پیمانکار نیز نظرات خود را به همراه مدارک مستند مانند صورتجلسات، برداشتهای نقشهبرداری وغیره ارائه نموده نتیجه به کارفرمای طرح ارائه می شود .
تجهیز کارگاه :
در پروژههای بزرگ تجهیز کارگاه، خود پروژهای محسوب می شود. در مرحله تجهیز کارگاه از اولین کارها احداث کانکسهای موقت است. احداث اتاقک نگهبانی وفنس کشی دور محوطه پیمانکار نیز در ابتدا انجام می شود .
فضاهای که در مرحله تجهیز کارگاه براساس نقشههای مشاور باید احداث گردند طبق روال ابتدا ریز شده و در نقشههای جزئیات به تایید نظارت می رسد و سپس اجرای آنها شروع میشود . فضاهای معمول تجهیز کارگاه در یک پروژه سدسازی عبارتند از :
- کانکسهای اداری شامل دفاتر ریاست کارگاه، ریاست دستگاه نظارت، دفتر فنی نظارت، دفتر فنی پیمانکار ، اتاق جلسات، سالن اجتماعات، نمازخانه ، سرویسهای بهداشتی ، دفاتر امور اداری ، امور مالی ، امور پشتیبانی، دبیرخانه ، مخابرات و ...
- کانکسهای کمپ مسکونی شامل خوابگاه مدیران ومهندسان ، خوابگاه کارمندی و کارگری ، انبار کمپ ، آشپزخانه و کلوپ (سالن تلویزیون)
- کانکسهای ساختمانها و تاسیسات اجرایی شامل : رختکن و اتاق استراحت مهندسین وکارگران ـ انبارها ـ آزمایشگاه ـ تعمیرگاه ماشین آلات ـ کارواش ـ بچینگ وتاسیسات وابسته مانند کولینگ و یخسازها ـ کانکسهای واحد برق ، تراشکاری، کارگاه چوب، کارگاه فلز ، سوله آرماتوربندی، انبار ناریه واتاق پرسنل آتشباری، پمپ بنزین، اتاقهای پرسنل ماسه شویی و سنگ شکن وپست برق، باسکول ، سیلوی سیمان و انبار آن، کمپرسورخانه، سایبان دیزل ژنراتور، منبع آب ، منبع سوخت، ساختمان بهداری، ایمنی وآتش نشانی، تیرهای چراغ برق، سپتیکها وغیره .
محل هر یک از آیتمهای فوق که در پلان جانمایی کارگاه مشخص می شوند باید به نحوی باشند که در مسیر جاده یا محل احداث سازههای وابسته قرار نگیرند .
عملیات اجرایی سد:
با توجه به اسناد ارزیابی آیتمهای اجرایی یک سد عبارتند از : حفاری پی و تکیه گاه سد وتحکیمات ، احداث دیوار آب بند و پرده آب بند، حفاری سرریز و آبگیر ، خاکریزی بدنه سد ونصب ابزار دقیق، بتن ریزی سرریز و آبگیر که در ذیل روش اجرای آنها خواهد آمد .
حفاری پی سد وتکیهگاههای جناحین :
کلا" عملیات خاکی مانند خاکبردرای وحفاری وابستگی زیادی به ماشین آلات دارد. بلدوزر ، لودر ، کمپرسی، بیل مکانیکی، بیل شاول، داپتراک، دریل واگن ، جک هَمِر، از انواع ماشین آلات کاربردی در عملیات خاکی هستند .
یکی از مسائلی که در اجرای پروژهها باحجم خاکبرداری زیاد مطرح است تعیین محل دپوی خاکهای حاصل از حفاری وخاکبرداری است که باید قبل از شروع عملیات با هماهنگی دستگاه نظارت، محل دپو مشخص گردد .
الف ـ خاکبرداری پی :
حفاری وخاکبرداری پی تا جایی ادامه پیدا می کند که به لایه نفوذ ناپذیر مانند سنگ برسیم. با توجه به اینکه در پروژههای سدسازی معمولا" سطح آبهای زیرزمینی بالا میباشد اگر در حین خاکبرداری به آب رسیدیم با تعریف ایستگاههای پمپاژ و اجرای زهکشها و سپس لجن برداری توسط بیل مکانیکی یا بلدوزر با تلاقی عملیات حفاری را ادامه می دهیم. اگر در کار لجن برداری با مشکل مواجه شدیم می توان اندکی خاک خشک به لجن اضافه کرد و سپس آنرا با لجن میکس کرد و بعد اقدام به بارگیری وحمل نمود .
در حفاری پی سنگهای سست باید برداشته شود که بسته به حجم سنگ می توان از جک همر یا دریل واگن و انفجار نسبت به برداشتن سنگ اقدام کرد .
ب ـ حفاری تکیهگاه :
خاکبرداری وحفاری تکیهگاه نیز معمولا" تا رسیدن به جنس مناسب مصالح ادامه پیدا میکند. در احداث سدها خاکبرداری تکیهگاه با شیب مناسب ومطابق طرح از مسائل مهم به شمار می رود .
در زمینهای خاکی عملیات خاکبرداری با بلدوزر و با هدایت مباشر عملیات خاکی براساس سرشیبهای پیاده شده توسط نقشهبردار انجام میشود تا شیب مناسب در خاکبرداری حاصل آید .
در زمینهای خاکی با حجم سنگی پایین وحفاری با جک همر باید همر دستگاه در زاویه مناسب قرار داشته باشد و در زمینهای سنگی که حجم سنگ بالا است و نیاز به انفجار دارد چالهای حفر شده توسط دریل واگنها باید زاویه مطلوب را داشته باشد .
در خاکبرداری همواره باید توجه داشته باشم که مسیرهای دسترسی را قطع نکنیم. همچنین باید مراقب بود تا با کسر حفاری مواجه نشویم چرا ممکن است بعدا" اصلاح کم حفاریها به دلیل عدم وجود دسترسی غیرممکن گردد و عملیات اجرا نظم خود را از دست بدهد .
در جاهایی که حفاری وخاکبرداری بیشتر به علت محدودیتهای توپوگرافی مقدور نباشد یا هزینه بیشتری را موجب شود یا به هر دلیل دیگری نخواهیم حفاری ادامه پیدا کند با توجه به جنس ونوع مصالح ترانشه باید آنرا تحکیم کرد. تحکیمات با توجه به نوع پروژه، جنس مصالح و زمین، موقعیت سنگها و واریزهها انواع مختلفی دارد :
استفاده از بتن پاشی در یک یا دو لایه یا بیشتر ، بستن مش در لایههای شاتکریت (بتن پاشی) توسط سیم انتظار استفاده از راک بولتها وانکرها و تزریق تحکیمی دوغاب سیمان (در صورت نیاز جهت مهار قطعات سنگی ترانشه) استفاده از دیوار حائل بتنی یا سنگی وغیره .
در پروژههای سدسازی برای اینکه جلوی آبهای نشتی از زیر بدنه سد را بگیرند باید پی سد را در برابر آب درحد قابل قبول نفوذ ناپذیر نمایند. این کار معمولا" بوسیله تزریق دوغاب سیمان به لایههای زیر پی سد در زیرهسته رسی انجام می شد که به احداث پرده آب بند یا پرده تزریق معروف می باشد.
در سد خاکی با هسته رسی و دیوار آب بندی، اگر منظور احداث دیوار آب بند به منظور آب بندی پی سد باشد می توان از مطلب زیر استفاده کرد .
احداث دیوار آب بند در پی سد :
اگر به دلیل سست بودن و تخلخل زیاد لایههای ریزپی از نظر زمین شناسی، روش پرده تزریق کارایی لازم را نداشته باشد ذیل عمل خواهیم کرد :
ابتدا مقدمات کار یعنی احداث حوضچه گل، دیوارهای راهنما و سکوی حفاری می بایست انجام شود.
احداث حوضچه ها : ابتدا حوضچههای گل تازه، گل کارکرده، آب تازه و ایستگاه پمپاژ ساخته می شوند . ابعاد حوضچههای گل براساس عمق پانل ومشخصات خاک بستر تعیین میگردد. باتکمیل حوضچهها کار نصب لوله وپمپ انجام می شود .
ساخت دیوارهای راهنما : به منظور هدایت وکنترل کاتر دستگاه حفاری ، دیوارهای زوج راهنمابا بتن ساخته می شوند .
برای سکوی حفاری نیز یک پلتفرم یا محل صافی را خاکبرداری یا خاکریزی کرده با غلطک می کوبند تا دستگاه حفار در آنجا قرار گیرد .
حفاری پانلهایی به عمق حداکثر 87 متر وعرض حدود 8/0 متر وطول 4/2 متر توسط دستگاه هیدرو فرز انجام میشود . پانلها بصورت اولیه وثانویه حفای می شوند به این طریق که بین پانلهای اولیه حفاری شده، پانلهای ثانویه حفاری میشوند تا یکپارچگی دیوار آب بند تامین گردد یعنی به صورت یک در میان اولیه وثانویه حفر می شوند . در هنگام حفاری، مصالح حاصل از حفاری بهمراه گل حفاری به واحد تصفیه گل هدایت شده و پس از جدایش مصالح از گل حفاری، دوباره گل حفاری به داخل پانل هدایت میشود. گل حفاری در اصل کار تامین پایداری ترانشه حفاری شده را انجام می دهد .
در حین حفاری مشخصات گل دائما توسط آزمایشگاه کنترل میگردد. با اتمام عملیات حفاری عملیات بتن ریزی توسط لوله ترمی آغاز میشود. بتن ریزی در شرایطی صورت میگیرد که پانل از گل حفاری پر است. براساس مشخصات طرح پانلها براساس بتن پلاستیک (بتن بنتونیتدار) یا بتن سازهای پر میشوند . بتن پلاستیک از مقاومت فشاری کم ولی مدول ارتجاعی و نفوذناپذیریی بالایی برخوردار است .
در پروژههایی که از دیوار باربری بالایی انتظار میرود قبل از بتن ریزی ابتدا قفسه آرماتور نصب می شود در غیر این صورت در دیوار آرماتور به کار نمی رود.
اجرای پرده آب بند یا پرده تزریق :
1- در اکثر پروژههای سد سازی ابتدا چالهای اکتشافی حفاری می شود وپس از کرگری و بررسی جنس لایههای زمین اقدام به تصمیم گیری درخصوص احداث پرده تزریق میشود.
2- تزریق یکی از رشتههای تخصصی ژئوتکنیک محسوب می شود .
3- تعیین جزئیات روش اجرایی معمولا" از ابتکار پیمانکار نشأت می گیرد .
4- پیمانکار لازم است در طی آزمایشهایی دوغابهای مختلف را مورد بررسی قرار دهد.
5- طبیعت پنهان کارهای تزریق اقتضاء می کند که پیمانکار از کارهای انجام شده در هر مرحله نتیجه گیری وارزیابی داشته باشد و با هماهنگی نظارت کارهای بعدی را با نتایج بدست آمده برنامه ریزی کند.
6- برای اجرای پرده تزریق ابتدا مقدمات آنرا فراهم می کننداین مقدمات شامل موارد زیر میباشد:
آماده سازی سکوی تزریق ـ تجهیزات آزمایشگاه صحرایی جهت انجام آزمایشات دوغاب سیمان ـ تهیه دبی سنج و فشارسنج ثابت جهت بالا بردن دقت آزمایش لوژن (نفوذپذیری آب و ترزیق دوغاب سیمان)، خرید سیمان با استعلام از کارخانههای سازنده بصورت بسته بندی شده.
پس از فراهم آوردن مقدمات ابتدا شروع به حفاری گمانههای تزریق می نمایند. برای جلوگیری از ریزش دیواره گمانهها روشهای مختلفی وجود دارد که بستگی به شرایط پروژه و قطر گمانه وجنس زمین دارد. یکی از کاربردیترین روشها کیسینگ گذاری گمانه است .
پس از حفاری گمانهها دستگاههای تزریق در محل شروع به تزریق می نمایند. هرچه بلین سیمان بیشتر باشد برای تزریق مناسبتر است. چون در شیارها وحفره ها بهتر نفوذ می کند . البته انتخاب بلین سیمان بستگی به شرایط زمین شناسی دارد . در هنگام تزریق مشخصات سیمان مانند بلین و میزان سیالیت دوغاب کنترل می گردد. دوربینهای تلویزیونی برای مشاهده اندازه ، تعداد ، کیفیت درزها و نیز دستگاه اتوماتیک اندازهگیری دوغاب مصرفی از ابزارهای مهم در عملیات اجرایی تزریق محسوب می شود .
خاکریزی بدنه سد :
یکی از مهمترین مسائل در پروژههایی که حجم خاکریزی زیادی نیاز دارد تامین محل قرضه مناسب می باشد تا حدی که ممکن است به دلیل عدم وجود تامین مصالح پروژه را غیراقتصادی کند. وجود معادن مانند معدن رس در سدهای خاکی در نزدیکی محل پروژه میتواند به توجیه پذیر بودن پروژه از لحاظ اقتصادی کمک کند. برای تامین سایر انواع مصالح در سدهای خاکی مانند فیلتر ، درین ، کوبل و سنگریزه و ریپ راپ راههای مختلفی موجود است بعنوان مثال برای تامین فیلتر احداث پلانهای ماسه شویی معمولا" اجتناب ناپذیر است . همچنین ممکن است مثلا" برای تامین سنگریزه از مصالح حاصل از انفجارات سرریزها و آبگیرها استفاده شود که این موارد بستگی به نوع مصالح بدنه سد و جنس زمین اطراف سد دارد .
یکی از مبناهای اصلی شروع خاکریزی سدها اجرای خاکریز آزمایشی است که می تواند همزمان با حفاریهای پی سد انجام شود. هدف از اجرای خاکریز آزمایشی مشخص نمودن مقدار Max تراکم مصالح موجود به وسیله تغییرات درصد رطوبت، ضخامت لایه، تعداد عبور غلطک، نوع غلطک، سرعت غلطک، وزن غلطک می باشد .
قبل از اجرای خاکریزی، بستر وپی باید از نظر مشخصات فنی به تایید دستگاه نظارت برسد وهر قسمت از بستر آماده خاکریزی شده توسط پیمانکار تحویل بستر به نظارت انجام شده و صورتجلسه شود. سپس دستگاه نظارت اقدام به دادن مجوز خاکریزی میکند. قبل از اجرای هسته رسی لازم است تا چالهها توسط بتن پرکننده پر شود. عیار بتن پرکننده بسته به نوع پروژه از 150 تا 200 کیلوگرم سیمان در مترمکعب متغیر
است . سپس به جهت محافظت از هسته رسی بتن ریزی هسته رسی که به بتن پلنیت معروف است اجرا می شود که عیار آن بین 200 تا 300 می باشد .
در برخی پروژهها با توجه به نوع پروژه ممکن است تکیه گاه در محل هسته رسی نیز بتن پاشی (شاتکریت) شود. رعایت مشخصات مصالح و رسیدن به تراکم لازم خاکریزی از مهمترین مشخصات فنی سدهای خاکی است. نوع مشخصات فنی مصالح با توجه به جنس مصالح متفاوت است بعنوان مثال در هسته رسی مشخصاتی مانند دانه بندی ، PI و LL ،در صد نفوذپذیری مصالح ، مقاومت قطعات سنگ،درصد ریز الک 200،ارزش ماسهای SE و PI مد نظر می باشد.
رس اتصال یعنی رسی که در مجاورت پی یا تکیهگاهها است نیز مشخصات خاصی دارد خصوصا" حد خمیری آن باید طبق مشخصات فنی رعایت گردد .
روش اجرا با توجه به نوع مصالح متفاوت است به این ترتیب که محل آبدهی مصالح ، نوع غلطک، ارتفاع لایههای خاکریزی، درصد تراکم لازم، نوع آزمایش دانسیته .
رسی که بعنوان هسته نفوذناپذیر سد اجرا می شود ابتدا باید عمل آوری شود یعنی یکسری کارهایی روی رس انجام شود تا آماده ریختن وتراکم گرفتن حداکثر شود افزودن آب به رس در محل عمل آوری بتن از نظر اقتصادی به صرفهتر است . در عمل آوری ابتدا محل کرتهای عمل آوری توسط نقشهبردار پیاده می شد. سپس رس از معدن به محل عمل آوری توسط کمپرسیها حمل شده در عمل آوری دپو می شد. بعد با بلدوزر خاک رس را پخش میکردند آبدهی به مصالحی مانند سنگریزه در محل خاکریزی به دو شکل می تواند انجام شود :
تانکر آبپاش
علمکهایی که در ایستگاه پمپاژ احداث شدهاند وتوسط پمپ و لوله به روی باند خاکریزی هدایت شده و شلنگ آبپاشی انجام می شود .
مقدار اختلاف ارتفاع در باندهای خاکریزی بستگی به نظر نظارت ومشاور دارد. بعنوان مثال در سدهایی که هسته رسی مایل دارند لایههای پایین دست باید حدود 5/0 متر بالاتر از لایههای بالادست خود باشند تا مصالح هسته رسی روی فیلتر بخوابد .
در ادامه عمل آوری :
حوضچههایی درست می کنند و آب را داخل آنها می اندازند و آب آنقدر در این کرتها می ماند تا ته نشین شود. سپس توسط بلدوزر خاک رس را میکس میکنند بعد از اینکه میکس کامل انجام شد رس عمل آوری شده، دپو می شودو توسط لودر بارگیری و توسط کمپرسی به محل خاکریزی هسته رسی سبز انتقال داده می شوند با این اقدام دیگر نیازی به آبدهی در محل خاکریزی برای رس وجود ندارد .
قبل از خاکریزی هرلایه باید بر آن لایه Order یا مجوز خاکریزی صادر شود. در مجوزهای خاکریزی باید تاریخ ، نوع مصالح، شماره لایه یا عرض وضخامت لایه، وضعیت ابزار دقیق، وضعیت مصالح در اتصال به تکیهگاه ، محل دقیق خاکریزی مشخص شده، نتیجه آزمایش دانسیته در آن ثبت میگردد و اگر نتیجه آزمایش مثبت بود مجوز خاکریزی لایه بعدی توسط نظارت صادر گردد . اگر نتیجه آزمایش دانسیته مثبت نباشد بستگی به مقدار دانسیته دو حالت اتفاق میافتد یا باید غلطک چند پاس دیگر لایه بکوبد یا مصالح نامرغوب باید جمعآوری شود و مصالح جدید با مشخصات فنی مطلوب ریخته و کمپکت شوند . شیب لایههای خاکریزی دائما" توسط نقشه بردار کنترل می گردد .
نصب ابزار دقیق سدها
ابتدا پیمانکار شرکت های تأمین کننده ابزار دقیق را به دستگاه نظارت معرفی می نماید و از بین آنها یک شرکت برگزیده می شود و سفارش به آن شرکت ارسال می گردد. قبل از خاکریزی نصب ابزار دقیق انجام می شود.برای نصب بعضی از ابزار دقیق ها مانند RP لازم است تا گمانههائی در پی حفر شوند و همزمان با بالا آمدن لایههای خاکریزی،لوله ابزار دقیق هم بالا بیاید.
زمانی که ابزار دقیق در سنگریزه قرار میگیرد دور لوله آنرا با مصالح نرمتر مانند ساب بیس پر کرده وبا کمپکتورهای دستی می کوبند .
در هنگام خاکریزی باید از کابلهای ابزار دقیق مراقبت کرد تا در اثر عبور ماشینآلات قطع نشود. انواع ابزار دقیق با توجه به مشخصات پروژه سدسازی عبارتند از :
EP (Electric Piezometer )
SP(Stand pipe piezometer)
RP(Rock piezometer)
بتن ریزی سرریز و آبگیر :
پس از حفاری وتحکیمات ابتدا باید طبق نقشه آرماتورهای سازه سرریز (دیوارهها وکف) در سوله مربوط به آرماتورها طبق لیستوفر خم وبرش شده به پای کار حمل شوند. سپس نقاط قالبها توسط نقشهبردار مشخص می شود و بعد اکیپ آرماتوربند اقدام به جاگذاری و بستن آرماتورها طبق نقشه می نماید. وجود دستگاه جرثقیل یا تاورکرین جهت جابجایی آرماتورهای دپو شده و رساندن به داخل مقطع آرماتوربندی سرعت کار را افزایش می دهد . با توجه به نوع شبکه آرماتور که آرماتور کف باشد یا دیوار،ساپورت یا خرک (در صورت نیاز) تعبیه می شود. برای اینکه کاور آرماتورها رعایت شود اقداماتی را باید انجام داد که این اقدامات با توجه به نوع شبکه آرماتور متفاوت است. البته شایعترین این اقدامات قرار دادن لقمه سیمانی بین آرماتور و قالب است. پس از بستن شبکه آرماتور نوبت به قالب بندی میرسد .
برخی قالبها در محل کار ساخته میشوند مانند قالبهای تختهای پرکننده یا قالبهای کوچک چوبی نما یا قالبهای فلزی نما که در محل کار مونتاژ میشوند و برخی قالبها در نجاری یا آهنگری ساخته شده به محل نصب حمل میشوند. قالبها باید طبق نقشه لیفت بندی بسته شوند. نقشه لیفتبندی و لیستوفر آرماتوربندی معمولا" توسط دفتر فنی پیمانکار از روی نقشههای اصلی مشاور تهیه و ریز شده جهت تایید به نظارت ارسال می شود و پس از اصلاح وتایید توسط نظارت به پرسنل اجرایی پیمانکار داده میشود.
انواع قالبها چه قالب نما باشند چه قالب بتن پرکننده باید خوب مهار شوند تا در برابر فشار بتنریزی مقاومت کافی را داشته باشند.
طریقه مهار قالب در برابر بتن ریزی وابستگی زیادی به ارتفاع بتن ریزی دارد. هرچه ارتفاع بتن بیشتر باشد فشار آن به قالب بیشتر است . پس از بستن قالب نوبت تمیزکاری مقطع وتحویل آن به نقشهبردار وپس از آن به پرسنل نظارت که این تحویل براساس مجوزهای بتنریزی مکتوب می شود. در مجوزهای بتن ریزی تاریخ، محل بتن ریزی، رقوم بتنریزی، وضعیت جوی هوا ، ساعت شروع وخاتمه نوع بتن، حجم تقریبی، کنترل پی، نقشهبرداری، قطعات مدفون ، آرماتوربندی، قالب بندی ، نوار آب بند (واتراستاپ) ، پمپ بتن، جرثقیل، ویبراتور، شمشه ماله ، آزمایشگاه ، تمیزکاری، کروکی ومختصات، سیمان ، مصالح سنگی، بتن ساز مرکزی، تراک میکسر، دمای بتن ، دمای محیط ثبت میشود.
منبع :سایت آب وخاک
يكي ازعواملی که درکشاورزی بسیارمورد توجه قرارمی گیرد وعامل اصلی نابودی بسیاری اززمین های خاصلخیزکشاورزی وتبدیل آن به مکان های غیرقابل کشت می باشد پدیده فرسایش خاح است.
متاسفانه درکشورما به دلیل توجه بیشتر مسئولان کشوری به بخش صنعت وعدم توجه آنان به بخش کشاورزی ونادیده گرفتن مشکلات آن،باعث شده که این،مسیر قهقرایی،سرعت بیشتری بگیرد.
فرسایش خاک ازجمله نگرانی های عمده زیست محیطی قرن حاضراست. برپایه برآوردهای انجام شده براثرفرسایش خاک سالیانه چندین میلیون هکتارازاراضی کشاورزی جهان به کام نابودی کشیده می شود. برپایه همین برآوردپیش بینی می شودکه تاسال 2010 میلادی یک سوم تا یک پنجم اراضی کشاورزی براثرفرسایش خاک عقیم وغیراستفاده شوند.
فعل وانفعالات فرسایش خاک وجایگزینی تپه های شنی به جای بسترهای حاصلخیزخاک تاسف انگیزاست واین فرآیند باعث مهاجرت هزاران نفرازروستائیان به سمت شهرها می گردد.
یکی ازاساسی ترین مسائلی که باعث فرسایش خاک درایران وجهان شده است مسئله سیلاب هاست.
جنگل هاطی قرنن های طولانی موجب پایداری خاک وذخیره سازی آب ورونق فعالیت های گوناگون کشاورزی بوده اند،ولی به مروروبا ازمیان رفتن تدریجی جنگل ها وپوشش های گیاهی دراین بهشت سرسبزخداوندی ،جاری شدن سیلاب متداول شده است .
هنگامیکه پوشش جنگلی براثرقطع بی رویه حالت مناسب وتراکمی خودرا ازدست می دهد .خاک آن منطقه به علت کمبود شاخ وبرگ وفاصله ایجاد شده بین آنها دربرابربارانهای شدید ورگبارهای تند بی دفاع مانده ومقاومت خودرا ازدست می دهد وبا کمترین بارش تند،مرگبارترین سیلابها را بوجود می آورد.
با ازبین رفتن پوشش گیاهی ،باران هایی که برسطح خاک می بارد علاوه برشستن خاک وتبدیل شدن به روان آب توانایی نفوذ به داخل زمین را ازدست می دهد .
پیامد بوجود آمدن روان آب وعدم نفوذ آب درخاک،پائین رفتن سفره های آب زیرزمینی است که اصلی ترین منبع آبیاری گیاهان درمناطق خشک است. به مرروزمان آنقدرآب وخاک وجود نخواهدداشت که یک کشاورزبتواند مایحتاج روزانه خودرا به دست آورد. ازاین روپدیده مهاجرت به شهرها شدت بیشتری خواهد گرفت که پیامدهای خاص خودرا به دنبال خواهدداشت.
متاسفانه درکشورما پدیده تخریب جنگل ها روند سریعی را درپیش گرفته است.عریانی بیش ازحد دامنه شمالی کوههای البرزکه درروزگاری نه چندان دورپوشیده ازجنگل وبیشه بوده است اکنون به خاطربی توجهی ما انسان ها درمعرض نابودی کامل قرارگرفته وفرسایش خاک،تراکم حرارتی ناشی ازتغییرات جوی ،کاهش رطوبت وازهمه مهمترتقلیل ونابودی پوشش گیاهی (به علت قطع بی رویه وعدم کاشت همزمان درخت ) ازپیامدهای نامطلوب این بی رحمی انسان نسبت به طبیعت اطراف خود است .
شرایط اقلیمی ووضع کنونی زمین شناسی به گونه ای است که آن را به صورت یک کشورمستعد به فرسایش خاک درآورده است . ولی حقیقت آن است که میزان فرسایش خاک درایران بیش ازمقدارمورد نظرمی باشد.آمارنشان می دهد که تلفات خاک دراثرفرسایش درمملکت ما چندین برابربیش ازمیانگین آن درکشورهای آفریقایی واروپایی است.
فرسایش خاک درایران یک مسیرصعودی داشته وبراساس اطلاعات منتشرشده متوسط سالانه تلفات خاک ناشی ازفرسایش درایران رشد قابل توجهی داشته است.به عقیده عموم کارشناسان مهمترین علت فرسایش خاک عوامل انسانی است.افزایش رشد جمعیت دراین دوران با نرخ سرسام آورآن نیازهای اقتصادی زیادی به دنبال داشته است ودرنتیجه جمعیت نیازبه مکانی برای زندگی دارند وافراد سودجوازاین مورد استفاده کرده وبه تخریبت جنگلها می پردازند.متاسفانه ناتوانی مراکزترویجی دراشاعه فرهنگ استفاده صحیح ازجنگل ها ومراتع براساس اصول علمی وفقدان مدارس آموزش منابع طبیعی کافی برای روستائیان وعشایرازعلل دیگرروند فوق بوده است.
برمبنای دلایل فوق انسان ازطریق افزایش تعداد دام درسطح مراتع وتخریب غیرقانونی جنگل ها ،عدم کاربری صحیح اراضی کشاورزی ،استفاده نادرست ازمنابع آبی وگاهی ازطریق احداث خطوط جاده ای وبهره برداری غلط ازمعادن و... ،فرسایش خاک را ازحالت طبیعی ومعمول خود خارج ساخته وبرآن دامن زده است. علاوه براین می توان به عدم تخصیص بودجه مناسب جهت مبارزه با پیشرفت بیابان ها وهمچنین عدم توجه به حفظ زمین های زیرکشت اشاره کرد.
با نیم نگاهی به تاریخچه کشاورزی کشورهای توسعه یافته،می توان دریافت که این کشورها دارای برنامه ریزی صحیح دربخش کشاورزی بوده وکمبود بودجه بخش صنعت خویش را ازدرآمد های بخش کشاورزی تامین می کنند. کشورهایی مانند آمریکا،فرانسه ،ژاپن ازاین راه علاوه برخودکفایی دربخش کشاورزی دارای صنعتی توسعه یافته نیزهستند.
گفتنی است کشورهند درسال 1975 دارای فرسایش خاکی درحدود5میلیاردتن خاک درسال بوده است وبا حمایت ماهاتما گاندی درسال 1985 موفق به تأسیس دفترملی عمران اراضی هند شدکه هدفش به زیرکشت بردن سالانه 5میلیون هکتارازاراضی بایراین کشوروتبدیل آن به اراضی کشاورزی بود.
این روند شامل گسترش زمین های کشاورزی وگسترش مناطق جنگلی بودکه تاحدبسیارزیادی مانع ازافزایش میزان فرسایش خاک درآن کشورگردید.

























